مرتضى راوندى
35
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
3 - دوران زبان فارسى نوين - از قرن هشتم و نهم ميلادى تا عصر كنونى ( يعنى از هزار سال پيش تاكنون ) اين تقسيم قراردادى است و حدومرز مشخص و معينى ميان اين دورهها وجود ندارد . » « 1 » « چنان كه زبانهاى ايرانى را از كهنترين ايام تا امروز مورد مطالعه قرار دهيم ، به زبانهايى برمىخوريم كه اكنون مرده و مورد استفاده نيست ، مانند : 1 - زبان اوستايى كه مجموعهاى از سرودههاى دينى و رسمهاى ايرانيان باستان است . 2 - زبان فارسى باستانى ، كه در حقيقت زبان قبيلههاى ايرانى است كه در نيمهء اول هزارهء نخست پيش از ميلاد در جنوب غربى فلات ايران رايج بوده و همان زبان سنگ نبشتههائيست كه به خط ميخى از زبان پادشاهان هخامنشى باقى مانده است . 3 - زبان اسكيتها ، كه در فاصلهء ميان سدههاى هشتم و هفتم پيش از ميلاد و سدههاى چهارم و پنجم بعد از ميلاد ، در دشتهاى مجاور درياى سياه ساكن بودهاند . 4 - زبان ماد ، كه زبان قبائلى است كه در بخش شمالى فلات ايران و جنوب درياى خزر ( در نيمهء نخست هزارهء نخستين پيش از ميلاد ) به اين زبان تكلم مىكردند . 5 - زبان پارتى ، كه از چند قرن پيش از ميلاد تا دو سه قرن پس از ميلاد در بخشهاى شمالى فلات ايران رواج داشت . 6 - زبان پارسى متوسط ، اين زبان كه به خطهاى گوناگون آرامى نوشته مىشد ، مربوط به قرن سوم تا هشتم ميلادى مىباشد و در عهد ساسانيان ، زبان رسمى دولتى و روحانيون زردشتى بوده است و آثار فراوانى به اين زبان كه زبان پهلوى ناميده مىشود ، باقيست . 7 - زبان سغدى ، كه زبان مردم قديم درهء زرافشان است كه در خاك تاجيكستان كنونى آثارى از آن كشف شده و سكههائى نيز به زبان سغدى بدست آمده است . 8 - زبان خوارزمى ، كه ساكنان قديم اطراف رود « آمو » به اين زبان سخن مىگفتند . 9 - زبان ساكى و لهجههاى تخارى ، كه در بخش جنوبى تركستان چين در اواسط سدهء دوم پيش از ميلاد به آن سخن مىگفتند و زبان قوم هياطله نيز جزء همين گروه است . آنچه ذكر كرديم ، زبانهاى مردهء ايرانى است كه تاكنون معلوم شده و شايد لهجهها و زبانهاى ديگرى نيز وجود داشته كه هنوز مورد پژوهش و تحقيق قرار نگرفتهاند . زبان فارسى كه برومندترين شاخههاى درخت كهن زبانهاى ايرانى و زبان رسمى
--> ( 1 ) . كريم كشاورز : هزار سال نثر پارسى ، ج ، اول ، ص 9